Monthly Archives:: فروردین ۱۳۸۵

خداحافظی طولانی

Posted by & filed under شیزوفرنی.

بالاخره باید باهاش خداحافظی می کردیم, که کردیم. می دونم برای خودش از همه سخت تر بود ولی به روی خودش نمی آورد. چه میشه کرد ما هرجور که می تونستیم سعی کردیم که اینجوری نشه ولی شد. دست کم برای یه مدت نسبتا بلند تموم شد. ولی برای همین مدت نه چندان کوتاه هم… Read more »

in to the deep

Posted by & filed under شیزوفرنی.

یه مثل قدیمی هست که می گه سپلشک آید و زن زاید و مهمان ز در آید. یه چیزی تو مایه های هرچی بدبختیه از در و دیوار برای آد مبریزه. شده وضعیت ما توی عید. اومدیم این 14-15 روز استحت کنیم, بدتر از سال قبلش خسته شدیم. یکی بیاد برای من روشن کنه که… Read more »