نگاهش می کنم. نگاهم می کنه. پلک می زنم اونم پلک می زنه. چندین ساله که کارمون شده همین. هر کاری می کنم تقلید می کنه, شایدم برعکس هر کاری می کنه تقلید می کنم. کی می دونه؟
چند وقت پیش تصمیم گرفتیم دست برداریم, تصمیم گرفتیم هر کدوممون خودمون باشیم. ولی نتیجه از پیش معلوم بود. معلوم بود من نمی تونم از تصویر خودم فاصله بگیرم و تصویرم هم نمی تونه از من فاصله بگیره.
الان تصمیم گرفتم من بشم اون چیزی که اون که می خواد. بهتر بگم بشم اون چیزی که می خوام اون باشه تا خودم هم بشم همون!
بایگانی
- شهریور ۱۳۸۹
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- بهمن ۱۳۸۵
- دی ۱۳۸۵
- آذر ۱۳۸۵
- آبان ۱۳۸۵
- مهر ۱۳۸۵
- شهریور ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۵
- تیر ۱۳۸۵
- خرداد ۱۳۸۵
- اردیبهشت ۱۳۸۵
- فروردین ۱۳۸۵
- اسفند ۱۳۸۴
- بهمن ۱۳۸۴
- دی ۱۳۸۴
- آذر ۱۳۸۴
- آبان ۱۳۸۴
- مهر ۱۳۸۴
- شهریور ۱۳۸۴
- مرداد ۱۳۸۴
- تیر ۱۳۸۴
اطلاعات