داره می ترکه. مخمو می گم. باز دارم قاطی می کنم. همه چی داره بر میگرده به وضعیت اون سال مزخرف و مسخره. بازم دارم صدای نحس خودمو می شنوم که میگه چه غلطی بکنم و چه غلطی نکنم. یکیشون وایساده اینور اون یکی اونور. می ترسم این دفعه بیشتر از دو تا باشند. می ترسم. می ترسم. می ترسم.
بایگانی
- شهریور ۱۳۸۹
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- بهمن ۱۳۸۵
- دی ۱۳۸۵
- آذر ۱۳۸۵
- آبان ۱۳۸۵
- مهر ۱۳۸۵
- شهریور ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۵
- تیر ۱۳۸۵
- خرداد ۱۳۸۵
- اردیبهشت ۱۳۸۵
- فروردین ۱۳۸۵
- اسفند ۱۳۸۴
- بهمن ۱۳۸۴
- دی ۱۳۸۴
- آذر ۱۳۸۴
- آبان ۱۳۸۴
- مهر ۱۳۸۴
- شهریور ۱۳۸۴
- مرداد ۱۳۸۴
- تیر ۱۳۸۴
اطلاعات
فکر نکن ! فکر داغونت میکنه !!
فعلا
بگو #$%#@ دنیا و پاشو ۱ هفته برو سفر! همه کی/چی رو هم بگذار کنار…