جدی جدی ربع قرن از وجود ننگین راقم این سطور گذشت!
۲۵ سال اول که به بطالت گذشت، ۶ سال از گرفتن معافی میگذره، ۵ سال از اولین باری که پام رو توی دانشگاه گذاشتم، ۳ سال از آخرین باری که پام رو توی همون خراب شده (به اصطلاح دانشگاه) گذاشتم و عطاشو وسط کار به لقاش بخشیدم، ۲ سال از آخرین باری که رسما کار (در مقابل دریافت دستمزد!) قبول کردم، میگذره!
حاصل این ربع قرن شده جسمی کاهل و مغزی بیمصرف.
بارالها، خودت شرش را به سرعت کم نما.
مجبورم کردی برم اولتر سرف واست راه بندازما!!!!
واقعاً زندگی پر باری داشتی، حداقل یه کار مثبت کرده باشی اونه که الان منو کلی به زندگی خودم امیدوار کردی!! D:
تولدت بازم مبارک هانی!
اِ؟ آره؟ آخ جون الان دیگه راحت میتونم بمیرم.:)
هااا! آسوده بخواب که ما بیداریم!! D:
اگه مفید بودن به زن گرفتن و کار کردن و طوله پس انداختن باشه ، من آرزو میکنم تا ابد بی مصرف باشم !!
تا اخر عمر میشینم جلو مانیتور COD4 میزنم ، حالشو میبرم !!
بهرحال، تولد ننگینت هم مبروکه باشه !!
حالا کی از ازدیاد نسل حرف زد؟!
ما جماعت همون جلوی مانیتور بشینیم کسی رو بدبخت نکنیم خودش خیلیه.
احساس می کنم یه جورایی به چیزی که توصیف کردی شباهت دارم…
در هر صورت تبریک می گم…
اون تیکه آخرش رو هستم! دو سال دیگه به جایی که تو الان وایسادی میرسم! ۲۵ سال! تو همه چیز عقبم!