چیز شدن-۱

تو این سری از نوشته ها می خوام تعدادی از راه های “چیز موفق شدن” رو بگم. این چیزها می تونند به هم ربط داشته باشند می تونند نداشته باشند.
مثلا تعدادیشون این ها هستند:
چگونه یک بازیگر موفق بشویم؟
چگونه یک کارگردان موفق بشویم؟
چگونه یک سریال تلویزیونی موفق بسازیم؟
چگونه یک فیلم سینمایی موفق بسازیم؟
چگونه یک وبلاگ نویس موفق بشویم؟
و …
اول از همه میرم سراغ وبلاگ نویسی. دلیلش هم این نوشته کامیاره.

خوب چه کنیم که یک بلاگر موفق شویم؟
برای این کار باید از یکی از سرویس دهنده های رایگان شروع کنیم. مثل persianblogیا blogger یا … فرقی نداره کدوم فقط باید شروع کرد.
بعد میریم سراغ فکر کردن روی موضوعی که قراره توی وبلاگ راجع بهش بنویسیم.
راحتترین و دم دست ترین موضوع فعلی کامپیوتره. علی الخصوص مسایل مربوط به وب.
خوب بعد شروع می کنیم به درفشانی.
بعد از یه مدت که دیدیم کم آوردیم می ریم سراغ دادن لینک دانلود نرم افزارهای مختلف+کرک( یا شماره سریالشون). الحق که کار بسیار دشوار و طاقت فرساییه!!!
بعد از یه مدت که دیدیم باز هم کم آوردیم می ریم سراغ پیدا کردن لینک های مثلا باحال. مثلا اینا:
-این آقاهه رو! دست راستش پنج تا انگشت داره!
-سایت اصلی مایکروسافت!
و …
بعد از یه مدت توی یه جشنواره برنده یک فقره دومین+ به همراه 5 مگ هوست می شیم. خوب دیگه وقتشه که کارو کمی حرفه ای تر کنیم. ولی به همین سادگی ها هم نمیشه. اول از همه اینکه این انتقال روی سرور خودی کمی دردسر داره. مصلا اینکه باید سیستم رو عوض کنیم.
خوب میریم دنبال سیستم جایگزین می گردیم. چه جوری بگردیم؟ کاری نداره که. میریم توی وبلاگ یکی از بلاگرهای قدیمی اون گوشه ها اون پایین ها می گردیم ببینیم چیزی با این مضمون هست؟:
powered byاگه بود که خدارو شکر. معمولا قدیمی ها از Mt استفاده می کنند. چرا؟ خوب هرکسی دلایل خاص خودشو داره.
خوب پس ماهم میریم سراغ MT. با هزار مکافات و بدبختی بلاگو منتقل می کنیم.
حدود دو- سه ماه که گذشت می فهمیم که این هوست همچین آش دهن سوزی نیست. بعضی روزا سرور داونه. یه روز دیگه BW تموم میشه و تا آخر ماه می مونیم توی خماری. پس مجبوریم خودمون دست به کار بشیم و بریم از یه جای مطمئن سرویس بگیریم. این وسط یه مشکلی هست, ما برای این دامنه و هوست پولی نداده بودیم ولی حالا مجبوریم برای هوست پول بدیم.
خوب این قضیه رو هم یه جوری حل می کنیم.
5 یا 6 ماه که بگذره می رسیم به این نقطه که بی مایه فطیره. پس شب و روز کارمون میشه فکر کردن به راه های درآمد زایی.
خوب ما وب سایت پربازدیدی داریم( یا فر می کنیم که داریم) پس خیلی متدمانه میریم سراغ تبلیغات. اول از google شروع می کنیم.
ولی گوگل که به سایت های فارسی زبان تبلیغ نمیده.
خوب کاری نداره ما یه سایت می زنیم با که محتواش به زبان انگلیسی تولید بشه. خوب آخه ما که خیلی به انگلیسی وارد نیستیم.
بازم مشکلی نیست. برای پرکردن بلاگ فارسیتون چه کار می کنید؟ مگه نه اینکه فقط لینک توی بلاگتون هست؟ خوب دیگه حله. این لینک ها رو انگلیسیشو توی سایت زبون اصلیتون بذارید.
ولی این راه هم مدت زیادی جواب نمیده. متاسفانه گوگل چندان گاگول(!) نیست . بالاخره با هر لطایف الحیلی که شده این کارو قطع می کنه.
خوب حالا چه کنیم؟
کاری نداره. می ریم سراغ شرکت های داخلی.
شرکت های داخلی؟ اونا که تبلیغ نمی دن!
کمی درسته. از بیشترشون نمیشه تبلیغ گرفت. پس مجبوریم بریم سراغ راه های دیگه.
مثلا چه طوره چیزی بفروشیم که بقیه ندارن؟
خوبه؟ ولی چی؟
هرچی. می تونه یه آدرس ای-میل خاص باشه. می تونه یه domain باشه. می تونه یه صفحه ساده هبرای سایتشون باشه.
عالیه. ولی بازم یه مشکلی هست. مخصوصا برای سومی. من همچین کاری بلد نیستم.
بازم مشکلی نیست. خوشبختانه چندین فقره ابله در این کشور زندگی می کنند که چندین فقره سایت دارن که توی این سایت های کارهای عام المنفعه ای صورت می گیره.( چه آدم های ابلهی!!!!). مثلا چندتاشون انجمنی راه انداختند برای آموزش و صدالبته رفع اشکال.
شما می تونید از امکانات این ها به رایگان استفاده کنید.
ا! چه خوب

خوب ولی اینم برای مدت محدودی جواب میده.
یکی دیگه از راه های کسب درآمد, بچه معروف بودنه.
یعنی چی؟
یعنی اینکه شما اگه بچه معروف باشید می تونید راه های کسب درآمدتون رو افزایش بدید. همینطور خود درامد رو.
چه طور؟
آها. این سهل و ممتنعه. چرا؟ سهله چون تو این مملکت یه شبه میشه معروف شد. ممتنعه چون این مملکت حساب و کتاب نداره.

خوب با هم یکی دوتا از راه های معروف شدنو مرور می کنیم.
شما به صورت سیریش وار برای یکی از روزنامه ها مقاله بفرستید. مطمئن باشید سردبیر محترم ( یا دبیر سرویس محترم) برای راحت کردن خودش هم که شده یکیشو بالاخره چاپ می کنه.
اومدیم و چاپ نکردن. اونوقت چی؟
خوب میریم سراغ نقشه2.
شما نیاز به یافتن یک فقره آشنای دم کلفت دارید که خرش توی اون روزنامه حسابی بره.
( راه پیدا کردن این آشنا به صورت خصوصی ندریس می شود. برای تدریس خصوصی لطفا تماس حاصل فرمایید!).
خوب این یه حسن خوبی(!) داره و اونم اینکه دیگه حضور شما نسبتا دایمی میشه.

خوب من الان توی تحریریه روزنامه هستم. چی کار باید بکنم؟
کار خاصی لازم نیست. دقیقا همون اراجیفی که توی بلاگتون می نویسید( یا بهتر بگم می نوشتید چون دیگه الان وقت سر خاروندن هم ندارید) رو به دبیر سوریس تحویل بدید کافیه.
عموما دبیر سرویس هم چیزی زیادتر از شما نمی دونه پس مقاله شما با کمترین مشکل ممکنه چاپ میشه.

اومدیم و یکی از خوانندگان چیزی پرسید که من بلد نبودم. اون وقت چه کنم؟
بازم کاری نداره. شما می تونید از فنون پیچ در ساده ترین نوعش استفاده کنید.
مثلا طرف هرچی پرسیده بود شما با همون سوال خودش شروع کنید بعد برسید به یه چیز دیگه.
یا شیوه آنچه من می گویم درست است ولاغیر!این بیشتر کارآیی داره ولی کمی سخته.

من دومی رودرست نفهمیدم. میشه یه مثال عملی بزنی؟
بله چرا نشه.
خوب مثلا از شما پرسیده میشه که بهترین برنامه برای راه اندازی یک عدد وبلاگ چیه؟
شما به ضرس قاطع میگید MT.می پرسند چرا؟
می تونید اگه دوست داشتید از همون انجمن های انسان های ابله استفاده کنید و چندتا از مزایای MT رو پشت هم ردیف کنید. اگرم نه که فرقی نمی کنه. بگید بهتره چون شما ازش استفاده کردید.

اگر پرسیدن پس چرا این همه آدم توی دنیا میگند wordpress چیزیست بسی بهتر؟
بگید که بله اون هم بد نیست ولی میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است.

می پرسند چه تفاوت هایی؟
می گید:
یکی اینکه MT صفحات رو استاتیک می سازه. و این خود چندین مزیت دارد.
یک اینکه راحتتر در موتورهای جستحو فهرست می شوند.
دو اینکه اگر سرور بنا با دلایلی خوابیده بازم هم این صفحات باز خواهند شد.
سه اینکه فشار زیادی به سرور وارد نخواهند کرد.

دیگر اینکه برای طراحی قالب MT تنها دانستن کافی است و نیازی به آموختن زبان دیگری نیست. ولی برای WP حتما باید PHP بلد باشید.

جواب میدن که :
استاتیک ساختن صفحه مزیت نیست که.
اگه هدف ایندکس شدن در موتورهای جستجو باشه که با کمی دانستن فنون SEO اینکار به مراتب بهتر انجام میشه.
اگه کم کمردن فشار روی سرور منظوره که بازم هم چندان فشاری روی سرور وارد نمیشه.
فشار وقتی روی سرور وارد میشه که شما بخواید یه نوشته تازه رو در بلاگی با 600 پست و 12025 نظر که از MT استفاده می کنه وارد کنید. برای این کار باید کل صفحات بازسازی (rebuild) بشند که این بابای سرور رو در میاره. لود cpu به بالای 80% می رسه.

در مورد طراجی قالب هم اگه فقط یکی از فایل های قالب WP رو باز کنید خودتون متوجه می شید چی به چیه.

خوب با وجود تمام این دلایل ( که قانع کننده هم هستند). شما به ادعای خودتون ادامه بدید.
این جوری شما راه دوم رو هم یاد گرفتید.

9 thoughts on “چیز شدن-۱

Leave a Reply