Oh brother, where art thou?

رفیق, اگه از ما دلگیری خوب بیا بگو. به جان خودم دلم برات تنگ شده. دیگه چه جوی باید بیایم منت کشی؟ دو سه باری که واسطه فرستادیم که بیای و بگی ولی نیومدی. بار آخر که تا دم در هم اومدی و نیومدی تو.
آخه این رسمشه؟ اصلا قبول. گناه از سمت ما بوده, خوب تو بیا بگو چی بوده من خودم به مدت یک ماه, روزی سه بار ازت معذرت خواهی می کنم. خوبه؟
اگه قضیه همون چیزیه که من فکر می کنم, تو که خودت از خیلی از ماها بیشتر در جریانش بودی. تو که خودت می دونستی چی به چیه. پس چرا؟
با تمام اینا من سر حرفم هستم تو بیا و بگو, باقیش با من.

اینم برای اینکه نگی اینا بی معرفتند و از حال من خبری نمی گیرند:
دوربین مبارک باشه رفیق.

4 thoughts on “Oh brother, where art thou?

  1. بحث از ناراحتی گذشته! فکر کنم عادت کرده و اینجوری فکر میکنه بهتره!! البته ناز نکن نازکش نداریم هم مقوله ی جالبی هست در این مقال!
    راستی جرج کلونی عالی بازی کرده بود!!

    فعلا

Leave a Reply