من نه منم، نه من منم

۱- آذرماهه، تلفن زدم به «م»: – سلام، خوبی؟ دلم برای جفتتون تنگ شده‌ها. سرتون یه کم خلوت شد بگو ببینمتون. – باشه. اسفند شده، تولدشه. – سلام، خونه‌ای امروز؟ دو – سه دقیقه کارت دارم. – آره تو راهم. می‌رم، هدیه‌اشو می‌دم بهش. باز هم می‌گم که خیلی وقته جفتتونو ندیدم. نوروزه، سه بار […]

بابا یکی یاد این دهن بی صاحب مونده‌ی منو گل بگیره دنیایی رو راحت کنه. هی من میگم ضد اجتماعم، مردم گریزم، نفهمم، حرف زدن بلد نیستم، تا یکی باهام خوش اخلاقی می‌کنه پاچه‌اشو می‌گیرم، هی یکی پیدا می‌شه می‌گه نه. الان اومدم گند پریشبمو درست کنم، همچین ریـدم که با گه خوردن حقیقی هم […]