Dial m for moverios! – part I

قبلا گفتم (یا نگفتم؟ یادم نیست) مدت بسیاری زیادیه که دارم (داریم فعل درست‌تریه، چرا که شهرام همیشه کنارم بود) روی Moverios.com کار می‌کنم.

الان تقریبا به اون چیزی که مدنظرم بود (دست کم از نظر ظاهر) نزدیک‌تر شده.
از وردپرس ۲.۷ (بتای ۳) به عنوان هسته‌ی کار استفاده کردم. پوسته با استفاده از Frameworkای به اسم Options کار شده. برای کامنت‌ها، اول می‌خواستم از پیش‌فرض خود وردپرس ۲.۷ استفاده کنم ولی با یه کم کند و کاو دیدم با استفاده از Intensedebate به نتیجه‌ی بهتری خواهم رسید، مخصوصا که با ادغام شدن توی مجموعه‌ی wordpress کار باهاش راحت‌تر هم شده.
قطعا مشکل‌های زیادی خواهد داشت، مثلا همین کامنت‌ها که گفتم یه مقدار با style مشکل داره که در حال رفعشون هستم.

همچنان: Viva WordPress!

پ.ن: ایده‌ی اون میمون بامزه، محصول مشترک ذهن معیوب و مجنون من با مغز شهرامه.

بتمنِ کوین اسمیث

Kevin Smith رو که می‌شناسید؟ یکی از خل‌ و چل‌ترین موجودات هالیوود. کارگردان، نویسنده و بازیگر و Comic book writer!!!
اسمیث که قبلا مینی‌سری‌هایی در موردGreen Arrow، Daredevil، Spiderman رو نوشته بود تازگیا یه مینی‌سری سه جلدی رو با محوریت batman رو آماده کرده به اسم Batman: Cacophoney. به قلم خودش و با طراحی Walt Flanagan و Sandra Hope.
شرورهای داستان هم Onomatopoeia (خود اسمیث توی مینی‌سریش برای green Arrow خلقش کرده بود)، joker و Victor Zsasz هستند.
خط قصه ی جلد اول اینه:

“Practically from out of nowhere, the mysterious masked killer known as Onomatopoeia returns and sets his sights – and sounds – against The Caped Crusader!”

جلد اول قراره ۱۲ نوامبر (چهار روز دیگه) منتشر بشه. عجالتا چندتا صفحه‌اشو ببینید:

اینم کاور:

جوکر جدید

graphic novel جدید DC Comics در مورد حضرت joker، قراره ۲۹ اکتبر (کمتر از ۱۰ روز دیگه) منتشر بشه. این یکی رو نویسنده‌ی کامیک 100 Bullets برایان آزارلو (Brian Azzarello) نوشته و آرت هم کار Lee Bermejo.

طراحی عجیبش به کنار، به گفته‌ی خود آزارلو این خشنترین کاری بوده که تا الان کرده!

سایت اصلیمصاحبه با آزارلو

لعنت به بک آپی که نیست!

دقیقا لعنت به بک آپی که گرفته بودم و الان نیست و نابود شده.

من و شهرام تحقیقا و تقریبا رکوددار طرح‌های نافرجام دنیا هستیم. چه طرح‌های مشترک، چه طرح‌های شخصی. تا همین الان گمانم نزدیک به ۴۰-۵۰ تا پروژه داشتیم که در مراحل مختلف نابود شدند.
یکیشون که خیلی هم دوستش داشتم (و هنوزم دارم) ترجمه‌ی Comic Book و Graphic novel بود.
برای اولین نمونه رفتیم سراغ DMZ (دلیلش هم علاقه‌ی مشترکمون به کتاب‌های انتشارات Vertigo است).
متاسفانه کار فقط تا Prototype رسید. دو صفحه از کارمون رو این پایین گذاشتم. البته متاسفانه‌تر نمونه‌ی ترجمه شده رو هرچی می گردم پیداش نمی کنم، اینی که این پایینه نسخه‌ی اصلیه.
همچنان در حال گشتنم اگه پیداش کردم که می‌گذارمش کنار همین.

با کمال شگفتی، شهرام داشتش. سمت راست نمونه‌ی اصلی، سمت چپ کار ما:

و همچنان لعنت به بک آپی که نیست.

۳۰۰

نمونه بارز (با عرض معذرت فراوان البته ) جوگیری ایرانی را می شه در واکنش ها به 300 دید. هنوز فیلم رو ندیده شروع کردند به تکفیر و صدور حکم مهدورالدم بودن سازندگانش.
اصلا گیریم حق با شماست. توهین مستقیمه. قبول. ما (به عنوان کسانی که سال های سال است که به پیشینه تاریخی مان می نازیم ) برای معرفی این پیشینه چه کار کرده ایم؟ کتاب منتشر شده؟ فیلمی ساخته شده؟ نه, به هیچ وجه. کارمان شده اینکه هروقت فکر کردیم کسی بهمان توهین می کند ماهم گارد می گیریم و شروع می کنیم به مقابله به مثل.
این دوستانی که شمشیر رو از رو بستند گمانم بی خیال وجه تخیل در ادبیات داستانی شده اند. بدتر از اون استدلال هایی که آوردند.
نمونه:
اسنایدر, تنها 40 سال دارد. خوب مگه جرمه؟ گناه کرده که تازه چهل سالش شده؟ نکنه از این به بعد هر کسی بخواد در مورد ایرانی جماعت فیلمی بسازه باید همسن و سال نوح باشه؟

بیا, شاهد از غیب رسید. پسر فهمیده, خلاصه ای از دو تا نقد رو ترجمه کرده و گذاشته توی بلاگش. خوندنش توصیه میشه. اینجا.
دقیقا با ایشون هم عقیده ام.

دنی سگه

danny.jpg

کارگردان: لوی لوتوریه
نویسنده/تهیه کننده: لوک بسون
بازیگران: جت لی- مورگان فریمن- باب هاسکینز – کری کاندان

یخوام خیلی خلاصه در مورد داستانش توضیح بدم میشه این: داستان تبدیل یک انسان به یک سگ و بازگشتش به اصل خویش. خیلی مزخرف شد,نه؟ یه پیش فرض دیگه هم بدم و اون اینکه بازیگر کرکتر اول فیلم جت لیه. خوب این یعنی اینکه با یه فیلم اکشن روبروییم؟

اینا رو بذاریم کنار. اصل داستان اینه:
دنی(لی) از بچگی پیش عمو بارت(هاسکینز) بزرگ شده. بارت شرخره و دنی رو مثل یه سگ شکاری بزرگ کرده, جوری که وقتی قلاده اشو باز می کنه طرف رو تا سرحد مرگ می زنه.
یه روز برحسب اتفاق دنی از بارت دور می افته و میره پیش یه تعمیرکار پیانو(فریمن) و دخترخوانده اش(کاندان) که امریکاییند و برای تحصیل دختره موقتی اومدن انگلستان. ازش مراقبت می کنند و یواش یواش دنی دوباره به انسان تبدیل میشه.
ولی این همه ماجرا نیست.

حالا بریم سر اینکه چرا باید فیلم رو دید.
دلیل اول: جت لی واقعا بازی کرده. عجیبه ولی واقعا بازی کرده. خودش گفته مدتها روی حرکت های سگ ها مطالعه کرده. در ضمن این اولین فیلم رسما نه چندان اکشنشه.
دلیل دوم: فریمن و هاسکینز. دیدن این دو نفر به خودی خودش کم دلیلی نیست. مخصوصا هاسکینز.
دلیل سوم: طراح سکانس های اکشن فیلم یوئن وو پینگ. همون طراح سکانس های اکشن ماتریکس ها.
دلیل چهارم: فیلم از نظر تکنیکی چیزی کم نداره. لوتوریه و گروهش کارشون رو به بهترین نحو ممکن انجام داده اند. برای نمونه سکانس استخر رو نگاه کنید.
دلیل پنجم: موسیقی متنش. کار massive attack بی نظیره. نه تنها روی فیلم نشسته که خودش رو بدحوری توی گوش تماشاچی می چپونه.
دلیل ششم: لوک بسون. (توضیح که نمی خواد؟)

جوونتر که بودم…

جوونتر که بودم و حس و حوصله ای برای فک زدن و نوشتن و ابراز عقیده, اینجا ( توی صفحه سوم), بحث فرسایشی مزخرف ولی ( از نظر خودم) پرفایده ای رو سر اینکه سینما چیه و وظیفه اش چی؟ داشتیم.

نوشته خودمو اینجا می ذارم که بگم همچنان( با کمترین تغییر ممکن) مواضع اینجانب همان است که بود.

(more…)

ارتباط فرانسوی

01m.jpg
پیشنهاد امروز دیدن فیلم ارتباط فرانسوی(the french connection) ساخته ی ویلیام فریدکینه.
برنده ی 5 جایزه ی اسکار برای بهترین بازیگر مرد نقش اصلی(جین هکمن), بهترین کارگردان(ویلیام فریدکین),بهترین تدوین(جرالد ب. گرینبرگ), بهترین فیلم(فیلیپ دآنتونی) و بهترین فیلم نامه ی اقتباسی(ارنست تیدیمن).
نامزد سه تا جایزه ی اسکار برای بهترین بازیگر مرد نقش مکمل(روی شایدر), بهترین فیلمبرداری(اون رویزمن) و بهترین صدا(تیودور سودربرگ و کریستوفر نیومن).

104 دقیق وقت لازم دارید برای دیدنش که می تونم بگم نه تنها هدر نمی ره که خیلی هم مفیده.
لدت ببرید.

ادوارد دست قیچی

پیشنهاد امروز دیدن فیلم ادوارد دست قیچی ساخته تیم برتونه. edwardscissorhands.jpg

یکی از لطیف ترین فیلم هایی که توی عمرم دیده ام. پروفسوری مخلوقی می سازه که به جای دست قیچی داره( البته بهتره بگم به جای انگشت قیچی داره) و قبل از تعویض قیچی ها با دست می میره. مخلوق تنها می مونه تا یک زن از اهالی منطقه اونو می بره به خونه اش…
فیلم محصول 1990 با بازی جانی دپوینونا رایدر و بازیگر موردعلاقه دوران کودکی برتون, وینسنت پرایس در نقش خالق ادوارده.
زمانی هم که ازتون می گیره 105 دقیقه ناقابله که در مقابلش به شما ساعت ها احساس لذت می بخشه.
فیلم یکی از اولین همکاری های برتون و دپ بوده که یکی از بهترین هاش هم هست. صورت بی حس و سرد دپ ( که کمی هم به ادوارد جنبه خنثی بودن بخشیده) شدید با کاراکتر ادوارد هماهنگه جوری که در اجراهای صحنه ای این کار هم از همین گریم برای ادوارد استفاده میشه.
لذت ببرید.