توضیح رقت‌انگیز!

پست قبلی، گویا مقادیری توضیح واضحات و ناواضحات لازم داره: ۱- هیچ کدوم رو (فکرشو بکن، هیچ کدوم!) از ماهواره نمی‌بینم. طبعن چوی توی امریکای شمالی نیستم امکان دیدن این‌ها رو از خود تلویزیون ندارم. عطف به تاخیر تقریبن یک روزه‌ی بین روز دیدن و روز پخش! ۲- تحقیقن و تقریبن (و عملن) و با […]

روتینِ رقت‌انگیزِ زمستانی

عاشق زمستانم، نه به خاطر سرد بودنش (که موهبتیست به جای خودش) که به خاطر قهوه خوردن‌های شبانه و باز کردن پنجره و بخار از دهن بیرون زدن نیمه شبانه. عاشق اینم که نیمه شب کنار پنجره باز و ماگ بزرگ (بزرگ!) قهوه (یا شیر کاکائو) بشینم و مزخرفترین چیزهای ممکن را ببینم. برای زمستان […]

So say We all

گاهی اوقات این‌قدر جورگیر می‌شوی که نمی‌دانی چه باید بکنی. این، شده جکایت من و BattleStar Galactica که بعد از دیدنش شدیدا جوگیر شده‌ام، شایدم نشده باشم که احتمال اینکه نشده باشم بسیار بیشتره، جوگیر شده‌ام که بهترین Sci-Fi تاریخ بشریت رو دیده‌ام. فکر می‌کنم خیلی هم چوگیر نباشم چرا که Entertainment Weekly هم پارسال […]

چرا اینقدر زیاد از Scrubs خوشم میاد؟

خیلی ساده است, هر وقت می بینمش, هر وقت JD رو می بینم رابطه اش با Turk, رویاهای بامزه اش, برادر بزرگش Dan, مرشدش دکتر Cox و باقی چیزهاش قبل از هر چیزی یاد خودم می افتم. یاد اینکه چه قدر دوست داشتم و دارم هنوز هم مثل JD و Turk از نظر مغزی بچه […]

Humpty Dumpty

به عنوان یک tv junkie, بهترین اتفاقی که ………. صبر کن صبر کن صبرکن. گندت بزنند, این که شد مثل Scrubs. اممممممممممم, ولش کن اصلا. بدترین اتفاقی که برای من (یکی از من ها!, اونی که به تلویزیون معتاده) می تونست بیافته همین قضیه اعتصاب نویسنده ها بود که یواش یواش داشت کل امیدهای زندگی […]