چهارسالش شد!

به بهانه گشودن چهارمين دفتر خاطرات: اينجا پسركي است كه در سرش آرزوهاي بزرگ ندارد، اما در قلبش يك خداي بزرگ دارد. ميشناسيدش! خفته در خواب جنون. گاه نگاهي به خويش ميفكند گاه به آيينه پرغبار مقابلش. گاه چشمانش را به پر نور ترين ستاره آسمان شب هاي كوير مي دوزد و گاه ديده از […]