لعنت به بک آپی که نیست!

دقیقا لعنت به بک آپی که گرفته بودم و الان نیست و نابود شده.

من و شهرام تحقیقا و تقریبا رکوددار طرح‌های نافرجام دنیا هستیم. چه طرح‌های مشترک، چه طرح‌های شخصی. تا همین الان گمانم نزدیک به ۴۰-۵۰ تا پروژه داشتیم که در مراحل مختلف نابود شدند.
یکیشون که خیلی هم دوستش داشتم (و هنوزم دارم) ترجمه‌ی Comic Book و Graphic novel بود.
برای اولین نمونه رفتیم سراغ DMZ (دلیلش هم علاقه‌ی مشترکمون به کتاب‌های انتشارات Vertigo است).
متاسفانه کار فقط تا Prototype رسید. دو صفحه از کارمون رو این پایین گذاشتم. البته متاسفانه‌تر نمونه‌ی ترجمه شده رو هرچی می گردم پیداش نمی کنم، اینی که این پایینه نسخه‌ی اصلیه.
همچنان در حال گشتنم اگه پیداش کردم که می‌گذارمش کنار همین.

با کمال شگفتی، شهرام داشتش. سمت راست نمونه‌ی اصلی، سمت چپ کار ما:

و همچنان لعنت به بک آپی که نیست.

پوسته‌ی فارسی شده‌ی Unwakeable 1.5.1 نگارش آزمایشی

پس از مدت‌ها درگیری و مشغولیت و تنبلی و کالیبر بالا و آب هندوانه و استعمال چندین پارتی سنجد، این شما و اینم هم پوسته‌ی Unwakeable.
پوسته‌ای ساخته شده بر مبنای پوسته‌ی معروف K2 با طاهری متفاوت و امکاناتی به نسبت بیشتر.تمام امکانات پیش فرض K2 در این پوسته هم موجوده.
این Theme همین الان همینجا مورد استفاده است.

کار بومی سازی بر اساس آخرین نسخه‌ی این پوسته (1.5.1) صورت گرفته. توجه داشته باشید که برای استفاده از زبان فارسی باید زبان پیش فرض وردپرس شما هم فارسی هم باشه.
مشکلات مربوط به تراز نبودن تصاویر در وردپرس 2.5 به بالا در این نسخه رفع شده.

مشکلات فعلی:

پوسته تقریبا با افزونه‌ی جلالی سازگار نیست. تاریخ نوشته‌ها همچنان به صورت میلادی نمایش داده میشه.
چندتایی از CSS Classها (مشخصا Alert و Code) به همریختگی‌های بسیار زیادی دارند.

توجه داشته باشید که این نسخه کاملا آزمایشیست.

دریافت:
unwakeable-151

منتظر پوسته‌ی K2 باشید.

So long baby, so long

فرزندم, بسی بلاهت می طلبد در تاریکی مطلق و گرمای جانفرسا, زیر نور لپ تاپ تق تق بر دکمه ها بکوبی!

«از وصیت های یک پدر به پسرش, جلد ۷۸۹۲۴۵۷88۸ام – صفحه ۲۲۲۱۴۷۸845748435۴۱»

خسته ام؟

چند روز دیگه کارهای اینجا با کمک ها و زحمت های فراوان شهرام (دوستم، برادرم، استادم) تموم بشه، یه کم استراحت و بعدش دوباره بپرم روی اینورش. بعد برم سراغ اون یکی، بعدش اون یکی و الخ!

اینم شده زندگی ما.

جنون

یهو می زنه به سرت همین میشه دیگه. مردشور ببره برنامه ریزی سه-چهارماهه‌ات و خودت رو با هم. حقته که گیر کنی توی این اتاق مزخرف این هتل مزخرتر وسط این ترکیه‌ی مزخرفتر از همه.