وقتی از وردپرس ۲.۵ حرف می زنیم, از چه حرف می زنیم؟ – قسمت دوم

توی پست قبلی به چند تا تصویر از وردپرس جدید بسنده کردم, این دفعه مهمترین تعییراتی رو که دیدم فهرست می کنم.

داشبورد (پیشخوان) شما از این به بعد بدون نیاز به هیچ افزونه ای قابل تغییره, یعنی چی؟ یعنی اینکه خیلی راحت می تونید فیدهایی که توی داشبورد شما فهرست میشند رو عوض کنید:

و اینجا می تونید فیدی رو که خودتون میخواید بهش بدید:

ویرایشگر WYSIWYG به آخرین نسخه TinyMCE ارتقا داده شده:

متوجه این ها شدید؟

این قابلیت جدید وردپرسه, Media manager که جایگزین fielmanager نسخه های قبل شده.
شماره 1 برای تصویر, شماره 2 برای ویدیو, شماره 3 برای فایل های صوتی و شماره 4 برای Media است.

بعد از کلیک کردن رو هر کدوم از بالایی ها چیزی شبیه این رو خواهید دید:

که به شما اجازه انتخاب فایل از روی سیستم خودتون یا آپلود از راه دور رو میده.

بعد از آپلود به شما این انتخاب ها داده میشه:

می تونید از تصاویری که آپلود کردید گالری بسازید:

و دیدن فایل هایی که پیشتر آپلود کرده اید:

گزینه دیگه ای اضافه شده, پشتیبانی از Avatarها (علی الخصوص gravatar) هست:

می تونید مشخص کنید که نشان داده بشن یا نه, و کدامین درجه بندی ها نشان داده بشه.

می تونید رنگ بندی صفحه مدیریت رو از بین دو رنگی که هست انتخاب کنید(شماره 2 توی این عکس میزان امن بودن کلمه عبور شما رو نشون میده):

رنگ بندی دوم:

وقتی از وردپرس 2.5 حرف می زنیم, از چه حرف می زنیم؟

قبلا گفتم که خودم دارم از وردپرس 2.5 (نسخه بتا البته) استفاده می کنم.
مهمترین تغییراتی که کرده (البته غیر از تغییرات زیرساختی) عوض شدن کلی ظاهر بخش های مدیریتیه.

این صفحه ورود:
صفحه ورود

داشبورد:
داشبورد

صفحه نوشتن:
صفحه نوشتن

صفحه مدیریت نظرها:
مدیریت نظرها

صفحه مدیریت افزونه ها:
افزونه ها

و صفحه کاربران:
صفحه کاربران

Goodbye my old friend

عزیزم، بهتر بگویم عزیز سابقم، اینک که این ها را برایت می نویسم نزدیک به دو ماه است که از تو جدا گشته ام. بگذار صادقانه اعتراف کنم که در این نزدیک به دو ماه روز و شبی نبوده که به فکر تو نباشم، به فکر آن پانزده سال نفرت انگیزی که با هم گذراندیم، به فکر تک تک آن دقایق مرگباری که من و تو با هم بودیم نبوده باشم.
حتما خودت بهتر از من میدانی که فراموش کردن 15 سال تمام کار ساده ای نیست، پانزده سالی که شبانه روز با هم بودیم، حتی موقع خواب و دستشوی رفتن و حمام کردن هم با هم بودیم.
ولی شجاعانه در برابر این خاطرات مزخرف می ایستم و تمام تلاشم را می کنم که فراموشت کنم.
عینک سابقا عزیزم، خدانگهدار برای همیشه. دیدار به قیامت که حتی اگر بمیرم هم دیگر تو را بر چشم نخواهم زد.