Aside

بابا یکی یاد این دهن بی صاحب مونده‌ی منو گل بگیره دنیایی رو راحت کنه.
هی من میگم ضد اجتماعم، مردم گریزم، نفهمم، حرف زدن بلد نیستم، تا یکی باهام خوش اخلاقی می‌کنه پاچه‌اشو می‌گیرم، هی یکی پیدا می‌شه می‌گه نه.

الان اومدم گند پریشبمو درست کنم، همچین ریـدم که با گه خوردن حقیقی هم نمی‌شه جمعش کرد. مقعد لق خودم، اعصاب و روان یه بنده‌ی خدای دیگه رو خراب کردم. اگه تا دو ساعت پیش فکر می‌کرد که یه کم خل وضعم الان مطمئنه که با یک روان پریش خطرناک طرفه.

Aside

راقم مفلوک این سطور، در انتظار وصول دعوت‌نامه‌ی درک است. سال‌هاست انتظار آن را می‌کشد، آن قدر که گاهی فراموشش می‌شود که مدت‌های مدیدیست که تنها هدف زنده بودنش همان است.

Aside

از این Post Formats توی WordPress خوشم اومده، ناجور. بعدن اگه حوصله‌اش بود می‌گم چه باید کرد و چگونه. فعلن که این قالب داره حال می‌ده.