اخبار ارسالی


The Blog job

یکی دیگه از معدود لذت‌های باقی‌مونده برام، انجام دادن کاری که به خیال خودم خوب بلدم. ممکنه بیشتر از یکی باشه، ممکن هم هست اگه از بیرون از دید یک ناظر بی‌طرف بهش نگاه کنم به سازنده‌اش، خالقش، کننده‌اش بد و بیراهم بگم بابت نابلدیش.
یکی از این چیزهایی که فکر می‌کنم، خیال می‌کنم، بهتر بگم [...]

There and back again

این پست تنها به منزله‌ی تشکر از دوستی عزیز است که منتی بزرگ بر سر بنده نهاد. اله‌سار گرامی، چاکریم دربست.
برگشتم روی Domian مزخرف خودم.

OO!

OO!

۴۸ ساعت علاف شدم که چرا Open office قاطی کرده و نمیشه راست به چپ نوشت درونش.
نگو مشکل از فعال نبودن CTL بود!!!

my new whatever

انتقال آخرین فایل هم داره تموم میشه, چند ثانیه و بعدش همه چیز رو آوردم اینور.
مثل همیشه یه تشکر از علی و البته از شهرام.

Today

از دیشب مدام با خودم می گفتم فردا از کله‌ی سحر می شینم کارهامو تموم می کنم راجت بشم.
الان فرداست، از کله‌ی سحر هم نزدیک به ۸ ساعت گذشته. دست به هیچی نزدم.
خسته نباشم.

New look, new feel?

الان اینجوری رو بیشتر می پسندم تا اون چندستونه رو.
تا ببینیم بعد تصمیم چی میشه.

abandoned!!!

درب(!) این مکان به علت ریدمان دامینی تا چند روز دیگر به ضرس قاطع تخته می گردد.

۵ points

محمد گرفته ما رم برده قاطی بازی اعتراف ۵ پله ای!!!!
یکی نیست بهش بگه مرد حسابی, آدم قحطی زده که خِر منو چسبیدی؟
به هرحال;
۱- همچنان معترفم که بزرگترین خریت عمرم این بود که دبیرستان رفتم ریاضی خوندم.
۲- و همچنان معنرفترم که بهترین دوران عمرم در همان دبیرستان کذایی گذشت( فراز, مجید: نکشین منو. من خیلی [...]

آغاز یک پایان؟

شایدم پایان یک آغاز, کی می دونه؟
فعلا که دستمون به تنبون خودمون هم بند نیست.
تنها خبری که داریم اینه هاردش سوخته. حالا عمق فاجعه هنوز معلوم نیست.
پ.ن: به یک نفر با یک میله ی بلند جهت بررسی عمق فاجعه نیازمندیم.

be without you؟

زنده است. سالم و سرِحال. منتها فعلا آواره است. بازم مثل ماه قبل گند زده شد وسط برنامه ریزی. مثل اینکه ما بهمون نیومده یک بار برای همیشه عین بچه ی آدم برنامه ریزی کنیم برای سه ماه آتی.
به هرحال برمی گردیم.