اخبار ارسالی

مووریوس منو کی خورد؟

مووریوس منو کی خورد؟

خوب چهار روزی از نابودی رسمی Moverios.com و فرزندان می‌گذره. اینکه چی شد که همچین شد خیلی مهم نیست و راستش خیلی هم مرتبط به بقیه‌ی داستان نیست.
بریم سر اصل مطلب:
یعنی تمام؟ یعنی دیگه هیچی به هیچی؟
نه خیر جانم. ما رفتیم به Moverios.net
هاه؟ خوب این یعنی چی؟
یعنی اینکه اصل سایت (فقط خود سایت و محتوای [...]

Christmas TV

(Either JavaScript is not active or you are using an old version of Adobe Flash Player. Please install the newest Flash Player.)
By: Slow Club
[Download]
It’s okay to have scars, they will make you who you are
It’s okay to have fear, as long as you’re not scared of going here
And in the middle of the night, just [...]

The Blog job

یکی دیگه از معدود لذت‌های باقی‌مونده برام، انجام دادن کاری که به خیال خودم خوب بلدم. ممکنه بیشتر از یکی باشه، ممکن هم هست اگه از بیرون از دید یک ناظر بی‌طرف بهش نگاه کنم به سازنده‌اش، خالقش، کننده‌اش بد و بیراهم بگم بابت نابلدیش.
یکی از این چیزهایی که فکر می‌کنم، خیال می‌کنم، بهتر بگم [...]

There and back again

این پست تنها به منزله‌ی تشکر از دوستی عزیز است که منتی بزرگ بر سر بنده نهاد. اله‌سار گرامی، چاکریم دربست.
برگشتم روی Domian مزخرف خودم.

OO!

OO!

۴۸ ساعت علاف شدم که چرا Open office قاطی کرده و نمیشه راست به چپ نوشت درونش.
نگو مشکل از فعال نبودن CTL بود!!!

my new whatever

انتقال آخرین فایل هم داره تموم میشه, چند ثانیه و بعدش همه چیز رو آوردم اینور.
مثل همیشه یه تشکر از علی و البته از شهرام.

Today

از دیشب مدام با خودم می گفتم فردا از کله‌ی سحر می شینم کارهامو تموم می کنم راجت بشم.
الان فرداست، از کله‌ی سحر هم نزدیک به ۸ ساعت گذشته. دست به هیچی نزدم.
خسته نباشم.

New look, new feel?

الان اینجوری رو بیشتر می پسندم تا اون چندستونه رو.
تا ببینیم بعد تصمیم چی میشه.

abandoned!!!

درب(!) این مکان به علت ریدمان دامینی تا چند روز دیگر به ضرس قاطع تخته می گردد.

۵ points

محمد گرفته ما رم برده قاطی بازی اعتراف ۵ پله ای!!!!
یکی نیست بهش بگه مرد حسابی, آدم قحطی زده که خِر منو چسبیدی؟
به هرحال;
۱- همچنان معترفم که بزرگترین خریت عمرم این بود که دبیرستان رفتم ریاضی خوندم.
۲- و همچنان معنرفترم که بهترین دوران عمرم در همان دبیرستان کذایی گذشت( فراز, مجید: نکشین منو. من خیلی [...]