دسته: سینما

  • Home Media Server 101

    ·

    danny.jpg

    کارگردان: لوی لوتوریه
    نویسنده/تهیه کننده: لوک بسون
    بازیگران: جت لی- مورگان فریمن- باب هاسکینز – کری کاندان

    یخوام خیلی خلاصه در مورد داستانش توضیح بدم میشه این: داستان تبدیل یک انسان به یک سگ و بازگشتش به اصل خویش. خیلی مزخرف شد,نه؟ یه پیش فرض دیگه هم بدم و اون اینکه بازیگر کرکتر اول فیلم جت لیه. خوب این یعنی اینکه با یه فیلم اکشن روبروییم؟

    اینا رو بذاریم کنار. اصل داستان اینه:
    دنی(لی) از بچگی پیش عمو بارت(هاسکینز) بزرگ شده. بارت شرخره و دنی رو مثل یه سگ شکاری بزرگ کرده, جوری که وقتی قلاده اشو باز می کنه طرف رو تا سرحد مرگ می زنه.
    یه روز برحسب اتفاق دنی از بارت دور می افته و میره پیش یه تعمیرکار پیانو(فریمن) و دخترخوانده اش(کاندان) که امریکاییند و برای تحصیل دختره موقتی اومدن انگلستان. ازش مراقبت می کنند و یواش یواش دنی دوباره به انسان تبدیل میشه.
    ولی این همه ماجرا نیست.

    حالا بریم سر اینکه چرا باید فیلم رو دید.
    دلیل اول: جت لی واقعا بازی کرده. عجیبه ولی واقعا بازی کرده. خودش گفته مدتها روی حرکت های سگ ها مطالعه کرده. در ضمن این اولین فیلم رسما نه چندان اکشنشه.
    دلیل دوم: فریمن و هاسکینز. دیدن این دو نفر به خودی خودش کم دلیلی نیست. مخصوصا هاسکینز.
    دلیل سوم: طراح سکانس های اکشن فیلم یوئن وو پینگ. همون طراح سکانس های اکشن ماتریکس ها.
    دلیل چهارم: فیلم از نظر تکنیکی چیزی کم نداره. لوتوریه و گروهش کارشون رو به بهترین نحو ممکن انجام داده اند. برای نمونه سکانس استخر رو نگاه کنید.
    دلیل پنجم: موسیقی متنش. کار massive attack بی نظیره. نه تنها روی فیلم نشسته که خودش رو بدحوری توی گوش تماشاچی می چپونه.
    دلیل ششم: لوک بسون. (توضیح که نمی خواد؟)

  • Porco Rosso

    ·

    Porco Rosso (紅の豚)
    Porco Rosso (紅の豚) By Hayao Miyazaki (宮崎 駿)
  • دوجین سال و اندی ماه

    ·

    از پست اولم تا به امروز دوازده سال و سه ماه و چند روز گذشته و من همچنان آن تنبلم که بودم.

  • To kick the punch or to punch the kicks?

    ·

    Apparently the safest and easiest way to achieve a goal, any goal?, is to bullshit your way through it. Too bad I never learnt how to bullshit, otherwise I would’ve made it.

  • ·

    In another life, perhaps I could have been actually good in something. ANYTHING.

    A post shared by Mundo Lolita (@mundololita) on

  • Abominability*

    ·

    Apparently I am tolerable to some point, superficial mostly. The moment things get a tad bit intimate, the other party (without a single exception, regardless of the nature of the connection) realizes the dull tedious boring monster which has been lurking around, waiting for a chance to attack them.
    However that is not the problematic part (troublesome? sure. But I am used to it by now). What bothers me most is the ways they choose to rid of me. In more than one occasion, I was told that they are not into men. “Yay, good for you, I applaud your courage.”. Only to be introduced to their new male partners in a matter of days.
    A great number of my friendships ended up with them vanishing in thin air. Out of no where, in a sunny great looking morning, they stopped talking to me.
    Again, given the frequency of it, the definitive culprit is me and only me. No argue there.

    *Not sure even “Abominability” is a word.

  • ·

    In preparation of Logan, time to brush up and read it again.

  • ·

    I have never claimed to have the slightest understanding of people or what they do. I however can appreciate some parts. One particular habit I find absurd is the obsession with quotes and these so called motivational sentences. May be it is the dullard in me but why would “Stop being sad, be happy” end one’s sadness? If it were that easy surely there is something fishy about the whole shebang.